اسمش رضا
رفتگره
رفتگر محله ما
هميشه لبخند رو لباشه
امشب تولدشه
امشب سي سالش ميشه
اما رضا تنهاست
يه زماني عاشق بوده
عاشق يه دختر پولدار
خيلي پولدار
دل رو ميزنه به دريا و ميره خواستگاريش
اما با تيپا پرتش ميکنن بيرون
رضا از اون روز دلش ميشکنه
رضا از اون روز به بعد معني تنهايي رو ميفهمه و حالش از دنيا بهم ميخوره
رضا هر چي که نداشته باشه
يه دل صاف و مهربون داره به وسعت دريا
گفتم که هر روز موقع جارو زدن لبخند رو لباشه
اما خدا ميدونه چي تو دلشه
رضا حقوقش کمه
ماهي چهارصد تومن
خونشون اون ته مه هاي تهرونه
ولي هر روز جلوي خونه پولدارها رو جارو ميزنه
همدم رضا تو اين چند سال تنهايي يه جاروي مهربونه
جارويي که تو برف و سوز زمستون هرگز تنهاش نميزاره
رضا هر شب بغل جاروش ميخوابه
چون خيلي وقته که فهميده
ادما خيلي بي معرفتن
رضاتنهاست
امشب تولدشه
و هيچ کس تو اين دنيا نيست که بهش تبريک بگه
هيچ کس تو اين دنيا نيست تا
براش شعر تولدت مبارک رو بخونه
رضا امشب ميره سر قبر پدر و مادرش با يک پلاستيک پر از کلمپه تا يک بغل سير تا صبح گريه کنه
رضا تنهاترين ادم روي زمينه
رضا جون تولدت مبارک
اما رضا تنهاست
يه زماني عاشق بوده
عاشق يه دختر پولدار
خيلي پولدار
دل رو ميزنه به دريا و ميره خواستگاريش
اما با تيپا پرتش ميکنن بيرون
رضا از اون روز دلش ميشکنه
رضا از اون روز به بعد معني تنهايي رو ميفهمه و حالش از دنيا بهم ميخوره
رضا هر چي که نداشته باشه
يه دل صاف و مهربون داره به وسعت دريا
گفتم که هر روز موقع جارو زدن لبخند رو لباشه
اما خدا ميدونه چي تو دلشه
رضا حقوقش کمه
ماهي چهارصد تومن
خونشون اون ته مه هاي تهرونه
ولي هر روز جلوي خونه پولدارها رو جارو ميزنه
همدم رضا تو اين چند سال تنهايي يه جاروي مهربونه
جارويي که تو برف و سوز زمستون هرگز تنهاش نميزاره
رضا هر شب بغل جاروش ميخوابه
چون خيلي وقته که فهميده
ادما خيلي بي معرفتن
رضاتنهاست
امشب تولدشه
و هيچ کس تو اين دنيا نيست که بهش تبريک بگه
هيچ کس تو اين دنيا نيست تا
براش شعر تولدت مبارک رو بخونه
رضا امشب ميره سر قبر پدر و مادرش با يک پلاستيک پر از کلمپه تا يک بغل سير تا صبح گريه کنه
رضا تنهاترين ادم روي زمينه
رضا جون تولدت مبارک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر