۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه

هفده سالم بود پشت در دستشویی قایم شده بودم

هفده سالم بود
پشت در دستشویی قایم شده بودم
پدرم از دستشویی امد بیرون
ترساندمش
بهش خندیدم. او هم خندید.

در ان سن و سال
سیگاری شده بودم
در حمام سیگار میکشیدم

ان روز را هیچ وقت فراموش نمیکنم
همان روزی که یواشکی رفته بودم تا در حمام سیگار بکشم

سیگار کشیدنم طول کشیده بود
چهار نخ!
نخ اخر را که کشیدم سیگار هارا که از ترس پدر در چاه حمام فرو کردم از در حمام که بیرون امدم پدرم را دیدم که پشت در حمام روی زمین خوابش برده است
امده بود تا مرا بترساند

بغلش کردم
بوسیدمش
گریه کردم
و دیگر سیگار نکشیدم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر