۱۳۹۴ آبان ۱۴, پنجشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۵, شنبه
۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه
۱۳۹۴ مهر ۷, سهشنبه
۱۳۹۴ مهر ۶, دوشنبه
۱۳۹۴ مهر ۲, پنجشنبه
سلام حاجی
سلام حاجی
شنیدم در واقعه ای تلخ حاجیانی به دیار باقی شتافتند.
حاجی به دنبال خدایت در عربستان گشتی ،پیدایش کردی؟؟
متاسفم برایت حاجی که خدا را در قلب کودک سرطانی ندیدی ک به دلیل بی پولی رخت از دنیا بست.
متاسفم که خدا را در چشمان عاشق مادر فقیری ک روز های آخرش است و هنوز پسرش را خانه بخت نفرستاده ندیدی.
متاسفم که دستان پینه بسته پدری را ندیدی که به هر دری زد ولی آخر مجبور شد به خاطر بی پولی
فرزند دلبندش را از درس و دانشگاه منع کند .
و ندیدی انتظار وصال دو جوان که چند.سال است نمیتوانند به هم.برسند.
آن دفعه که کودکان تجاوز شده را به سوغات آوردند یادت هست حاجی؟؟ اینبار چه سوغاتی داری؟
نگو جنازه تکه تکه شده زیر اهن های بلند
نگو که جنازه ات زیر پا له شده است که دلم میگیرد.
نگو انتظار برای چشمان منتظر فرزندانت ک باید ازین به بعد باید سر قبر حاج بابا ناله کنند.بس است دیگر... .
دیگر خدا به چه.زبانی بگویدت که مرا نیازی به زیارت شما نیست؟
شنیدم در واقعه ای تلخ حاجیانی به دیار باقی شتافتند.
حاجی به دنبال خدایت در عربستان گشتی ،پیدایش کردی؟؟
متاسفم برایت حاجی که خدا را در قلب کودک سرطانی ندیدی ک به دلیل بی پولی رخت از دنیا بست.
متاسفم که خدا را در چشمان عاشق مادر فقیری ک روز های آخرش است و هنوز پسرش را خانه بخت نفرستاده ندیدی.
متاسفم که دستان پینه بسته پدری را ندیدی که به هر دری زد ولی آخر مجبور شد به خاطر بی پولی
فرزند دلبندش را از درس و دانشگاه منع کند .
و ندیدی انتظار وصال دو جوان که چند.سال است نمیتوانند به هم.برسند.
آن دفعه که کودکان تجاوز شده را به سوغات آوردند یادت هست حاجی؟؟ اینبار چه سوغاتی داری؟
نگو جنازه تکه تکه شده زیر اهن های بلند
نگو که جنازه ات زیر پا له شده است که دلم میگیرد.
نگو انتظار برای چشمان منتظر فرزندانت ک باید ازین به بعد باید سر قبر حاج بابا ناله کنند.بس است دیگر... .
دیگر خدا به چه.زبانی بگویدت که مرا نیازی به زیارت شما نیست؟
۱۳۹۴ مهر ۱, چهارشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۳۰, دوشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه
۱۳۹۴ شهریور ۲۳, دوشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۲۱, شنبه
عشق نه رنگ می شناسد , نه قوم و نه مذهب عشق آزاد است و درس آزادگی می دهد ... این پلیس مهربان دانمارکی در حال بازی گل یا پوچ با دختر پناهنده ی سوریه ای هست این حرکت زیبا امروز رسما در منابع خبری دانمارک منتشر گردید و باعث شد مردم از سرتاسر دنیا این عمل را تشویق کنند و ده ها نفر خانم از کل دنیا با ارسال ایمیل به این افسر مهربان به او پیشنهاد ازدواج دادند
عشق نه رنگ می شناسد , نه قوم و نه مذهب
عشق آزاد است و درس آزادگی می دهد ...
این پلیس مهربان دانمارکی در حال بازی گل یا پوچ با دختر پناهنده ی سوریه ای هست
این حرکت زیبا امروز رسما در منابع خبری دانمارک منتشر گردید و باعث شد مردم از سرتاسر دنیا این عمل را تشویق کنند و ده ها نفر خانم از کل دنیا با ارسال ایمیل به این افسر مهربان به او پیشنهاد ازدواج دادند
عشق آزاد است و درس آزادگی می دهد ...
این پلیس مهربان دانمارکی در حال بازی گل یا پوچ با دختر پناهنده ی سوریه ای هست
این حرکت زیبا امروز رسما در منابع خبری دانمارک منتشر گردید و باعث شد مردم از سرتاسر دنیا این عمل را تشویق کنند و ده ها نفر خانم از کل دنیا با ارسال ایمیل به این افسر مهربان به او پیشنهاد ازدواج دادند
۱۳۹۴ شهریور ۱۹, پنجشنبه
۱۳۹۴ شهریور ۱۴, شنبه
شبکه خبر دعوتم کرده برای جلسه بررسی وضعیت خودروی ایرانی؛ رییس ایران خودرو و سایپا هم هستن، منم به عنوان راننده پراید( بدون صرف چایی) دعوتم
شبکه خبر دعوتم کرده برای جلسه بررسی وضعیت خودروی ایرانی؛ رییس ایران خودرو و سایپا هم هستن، منم به عنوان راننده پراید( بدون صرف چایی) دعوتم
۱۳۹۴ شهریور ۱۱, چهارشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۲۴, شنبه
۱۳۹۴ مرداد ۴, یکشنبه
۱۳۹۴ تیر ۱۲, جمعه
۱۳۹۴ تیر ۷, یکشنبه
۱۳۹۴ تیر ۳, چهارشنبه
لذت شهوانی است در پسِ آن چهره سراسر پلاستیکی ات وقتی از دردناک ترین وجوه زندگی یک بچه 8 ساله می پرسی و دست محبت کثیف ات را به سرش می کشی و دوربین ات جوراب پاره اش را نشان می دهد و اشک های تمساح دروغین ات. تو حتی نمی دانی بسیاری از بیچارگان را که برای اجرای نمایش کثیف ات دعوت می کنی، به مجلل ترین مکانی می بری که تا کنون نشسته اند. آخر دلال اخلاق، کودک 8 ساله ای را که می آوری و مجسمه ترحم می کنی فردا چگونه مرد شود؟ در کوچه و محله شان فردا چگونه راه برود؟ چگونه زیر خیل عظیم نگاههای ترحم آمیز سر بالا بگیرد؟ باید به دنیا بفهمانی مادر و پدرش معتاد هستند؟ باید از مادری بپرسی بچه ات را شکنجه می کردند؟ تا گریه کند؟ بعد بگویی مادرم گریه نکن و اشک تمساح و کلوز آپ از صورت پلاستیکی ات؟ باید حتما جزییات دردناک زندگی کودکان کار را بپرسی؟ همان ها که به لطف تحریم ها و کسانی که عرضه اداره یک نانوایی را ندارند جزء لاینفک شهر هستند و مردم هر روز از نزدیک می بینند. اما کثیف ترین وجهه کار تو استفاده از عالم فراحسی است برای تجارت، تو تاجرِ دردی، تو از سویی در ملکوتی ترین دقایق ممکن، خیل عظیمی از روزه داران را به ترحم، دعا و یاد خدا برای سوژه ای رسانه ای مجبور می کنی و از سوی دیگر برای یک ماه دلالیِ درد، یک میلیارد دویست میلیون تومان می گیری . اما شیادی تو فقط به کاسبی مقدسات ختم نمی شود، تو مردم را فریب می دهی، تو اشاره ای به ساختارهایی که در یک دهه گذشته قرار بود نفت به سفره بیاورند نمی کنی، همان ساختارهایی که روزانه 30 % از سر زنجیره غذایی هر ایرانی طبق آمار مستند بانک مرکزی کم کردند، نمونه ای تلخ را نشان می دهی و می گویی خدا را شکر کنیم که در این ساختارها، خیلی قابل ترحم تر از ما نیز هستند، به بیان بهتر امثال تو بازتولید کننده ساختارهای موجود هستند. وجهه دیگر کثیف کار تو غم خوراندن به مردمانی است که شریان های شادی یکی پس از دیگری برایشان بسته می شود. در قرنی که آدمها باید با "حکمت شادان" راه هایشان را بر گزینند و غریو شادی انسانهای بسیار انسانی را سر بدهند تو از اخلاق سخت و خشن مسیحی و قسمت و پرودگار و خواست خدا می گویی. اخلاق مسیحی ای که متصدي واقعي بيزاري از زندگي اين جهان به نفع جهان ديگر است. در اخلاق مسیحی نیز خدا را تنها خداي ضعيفان و رنجوران تصویر ميکردند. نيچه در دجال، تصور مسيحيت از خدا را اين گونه شرح ميدهد: خدا چون خداي بيماران ، يکي از تباه ترين تصورات درباره خداست که بشر بدان دست يافته است.
لذت شهوانی است در پسِ آن چهره سراسر پلاستیکی ات وقتی از دردناک ترین وجوه زندگی یک بچه 8 ساله می پرسی و دست محبت کثیف ات را به سرش می کشی و دوربین ات جوراب پاره اش را نشان می دهد و اشک های تمساح دروغین ات. تو حتی نمی دانی بسیاری از بیچارگان را که برای اجرای نمایش کثیف ات دعوت می کنی، به مجلل ترین مکانی می بری که تا کنون نشسته اند. آخر دلال اخلاق، کودک 8 ساله ای را که می آوری و مجسمه ترحم می کنی فردا چگونه مرد شود؟ در کوچه و محله شان فردا چگونه راه برود؟ چگونه زیر خیل عظیم نگاههای ترحم آمیز سر بالا بگیرد؟ باید به دنیا بفهمانی مادر و پدرش معتاد هستند؟ باید از مادری بپرسی بچه ات را شکنجه می کردند؟ تا گریه کند؟ بعد بگویی مادرم گریه نکن و اشک تمساح و کلوز آپ از صورت پلاستیکی ات؟ باید حتما جزییات دردناک زندگی کودکان کار را بپرسی؟ همان ها که به لطف تحریم ها و کسانی که عرضه اداره یک نانوایی را ندارند جزء لاینفک شهر هستند و مردم هر روز از نزدیک می بینند.
اما کثیف ترین وجهه کار تو استفاده از عالم فراحسی است برای تجارت، تو تاجرِ دردی، تو از سویی در ملکوتی ترین دقایق ممکن، خیل عظیمی از روزه داران را به ترحم، دعا و یاد خدا برای سوژه ای رسانه ای مجبور می کنی و از سوی دیگر برای یک ماه دلالیِ درد، یک میلیارد دویست میلیون تومان می گیری .
اما شیادی تو فقط به کاسبی مقدسات ختم نمی شود، تو مردم را فریب می دهی، تو اشاره ای به ساختارهایی که در یک دهه گذشته قرار بود نفت به سفره بیاورند نمی کنی، همان ساختارهایی که روزانه 30 % از سر زنجیره غذایی هر ایرانی طبق آمار مستند بانک مرکزی کم کردند، نمونه ای تلخ را نشان می دهی و می گویی خدا را شکر کنیم که در این ساختارها، خیلی قابل ترحم تر از ما نیز هستند، به بیان بهتر امثال تو بازتولید کننده ساختارهای موجود هستند.
وجهه دیگر کثیف کار تو غم خوراندن به مردمانی است که شریان های شادی یکی پس از دیگری برایشان بسته می شود. در قرنی که آدمها باید با "حکمت شادان" راه هایشان را بر گزینند و غریو شادی انسانهای بسیار انسانی را سر بدهند تو از اخلاق سخت و خشن مسیحی و قسمت و پرودگار و خواست خدا می گویی. اخلاق مسیحی ای که متصدي واقعي بيزاري از زندگي اين جهان به نفع جهان ديگر است.
در اخلاق مسیحی نیز خدا را تنها خداي ضعيفان و رنجوران تصویر ميکردند. نيچه در دجال، تصور مسيحيت از خدا را اين گونه شرح ميدهد: خدا چون خداي بيماران ، يکي از تباه ترين تصورات درباره خداست که بشر بدان دست يافته است.
از نوشته های مصطفی کریمی
اما کثیف ترین وجهه کار تو استفاده از عالم فراحسی است برای تجارت، تو تاجرِ دردی، تو از سویی در ملکوتی ترین دقایق ممکن، خیل عظیمی از روزه داران را به ترحم، دعا و یاد خدا برای سوژه ای رسانه ای مجبور می کنی و از سوی دیگر برای یک ماه دلالیِ درد، یک میلیارد دویست میلیون تومان می گیری .
اما شیادی تو فقط به کاسبی مقدسات ختم نمی شود، تو مردم را فریب می دهی، تو اشاره ای به ساختارهایی که در یک دهه گذشته قرار بود نفت به سفره بیاورند نمی کنی، همان ساختارهایی که روزانه 30 % از سر زنجیره غذایی هر ایرانی طبق آمار مستند بانک مرکزی کم کردند، نمونه ای تلخ را نشان می دهی و می گویی خدا را شکر کنیم که در این ساختارها، خیلی قابل ترحم تر از ما نیز هستند، به بیان بهتر امثال تو بازتولید کننده ساختارهای موجود هستند.
وجهه دیگر کثیف کار تو غم خوراندن به مردمانی است که شریان های شادی یکی پس از دیگری برایشان بسته می شود. در قرنی که آدمها باید با "حکمت شادان" راه هایشان را بر گزینند و غریو شادی انسانهای بسیار انسانی را سر بدهند تو از اخلاق سخت و خشن مسیحی و قسمت و پرودگار و خواست خدا می گویی. اخلاق مسیحی ای که متصدي واقعي بيزاري از زندگي اين جهان به نفع جهان ديگر است.
در اخلاق مسیحی نیز خدا را تنها خداي ضعيفان و رنجوران تصویر ميکردند. نيچه در دجال، تصور مسيحيت از خدا را اين گونه شرح ميدهد: خدا چون خداي بيماران ، يکي از تباه ترين تصورات درباره خداست که بشر بدان دست يافته است.
از نوشته های مصطفی کریمی
۱۳۹۴ خرداد ۳۱, یکشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۲۷, چهارشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۲۲, جمعه
از ميليونها اسپرم جلو زدم که بيام ثابت کنم هميشه اونايي که اول ميشن برنده نيستن
از ميليونها اسپرم جلو زدم که بيام ثابت کنم هميشه اونايي که اول ميشن برنده نيستن
۱۳۹۴ خرداد ۱۹, سهشنبه
مردها در هر زمان و مکانی که باشند، حاضر به خوابیدن با هر تعداد زنی هستند. حتی غریبه ها. ولی زنها انتخابگرتر هستند. آنها در هر مورد فقط به نیازهای یه تخمک کوچک توجه میکنند... درحالیکه مردها، با میلیونها اسپرم مجهول رودررو هستند که فریاد میزنند: بذارید بیاییم بیرون! بذارید بیاییم بیرون! _ زن و شوهرها - وودی آلن
مردها در هر زمان و مکانی که باشند، حاضر به خوابیدن با هر تعداد زنی هستند.
حتی غریبه ها.
ولی زنها انتخابگرتر هستند.
آنها در هر مورد فقط به نیازهای یه تخمک کوچک توجه میکنند...
درحالیکه مردها، با میلیونها اسپرم مجهول رودررو هستند که فریاد میزنند:
بذارید بیاییم بیرون! بذارید بیاییم بیرون!
حتی غریبه ها.
ولی زنها انتخابگرتر هستند.
آنها در هر مورد فقط به نیازهای یه تخمک کوچک توجه میکنند...
درحالیکه مردها، با میلیونها اسپرم مجهول رودررو هستند که فریاد میزنند:
بذارید بیاییم بیرون! بذارید بیاییم بیرون!
۱۳۹۴ خرداد ۱۳, چهارشنبه
قادر مرسدس و مردم مالاتیا صاحب این عکس قادر نام دارد ، او ثبات عقلی ندارد و فکر میکند چوبی که سوار آن است یک ماشین مرسدس است قادر به هر نقطه از شهر مالاتیا ( یکی از شهرهای ترکیه ) که بخواهد برود با مرسدسش میرود تا اینجای قضیه عادی بنظر میرسد اما : تقریبا همه مردم شهر بزرگی چون مالاتیا بنز خیالی قادر را پذیرفته اند و با چوب او مثل یک ماشین برخورد میکنند قادر در چراغهای قرمز می ایستد رانندگان مالاتیا هر چقدر هم عجله داشته باشند به قادر حق تقدم در عبور میدهند موقع پارک ماشین ، مرسدس قادر را هم در نظر میگیرند همه شهر حواسشان جمع است تا افرادی که از شهرهای دیگر به مالاتیا می آیند و قادر را نمی شناسند چیزی به او نگویند که ناراحت شود قادر عاشق ماشینش است او آن را به نمایندگی های تعمیر مرسدس در مالاتیا میبرد در آنجا مکانیک ها با جدیت مشکلات فنی ماشینش را به قادر توضیح میدهند شاید باور نکنید اما پلیسهای ترافیک شهر مالاتیا هم حواسشان به قادر هست تا کنون چندین بار بخاطر ورود ممنوع ، سرعت زیاد ، حرکت در پیاده رو و پارک ممنوع او را جریمه کرده اند ، در زمانهای مشخص هم از قادر میخواهند ماشینش را به دفاتر معاینه فنی ببرد پ . ن : مردم یک شهر با همه مشکلاتی که دارند ، با همه مشکلاتی که قادر با مرسدس خیالی اش میتواند برای ترافیک شهر بزرگی چون مالاتیا ( که اغلب در مرکز شهر در تردد است ) درست کند باز برای خراب نکردن رویای قادر و نشکستن دلش چوب او را مرسدس میبینند و با او در خیابانها مثل یک راننده مرسدس برخورد میکنند ، شنیدن و خواندن خبرهایی اینچینی انسان را امیدوار و خوشحال میکند
قادر مرسدس و مردم مالاتیا
صاحب این عکس قادر نام دارد ، او ثبات عقلی ندارد
و فکر میکند چوبی که سوار آن است یک ماشین مرسدس است
قادر به هر نقطه از شهر مالاتیا ( یکی از شهرهای ترکیه ) که بخواهد برود با مرسدسش میرود
صاحب این عکس قادر نام دارد ، او ثبات عقلی ندارد
و فکر میکند چوبی که سوار آن است یک ماشین مرسدس است
قادر به هر نقطه از شهر مالاتیا ( یکی از شهرهای ترکیه ) که بخواهد برود با مرسدسش میرود
تا اینجای قضیه عادی بنظر میرسد اما :
تقریبا همه مردم شهر بزرگی چون مالاتیا بنز خیالی قادر را پذیرفته اند و با چوب او مثل یک ماشین برخورد میکنند
قادر در چراغهای قرمز می ایستد
رانندگان مالاتیا هر چقدر هم عجله داشته باشند به قادر حق تقدم در عبور میدهند
موقع پارک ماشین ، مرسدس قادر را هم در نظر میگیرند
همه شهر حواسشان جمع است تا افرادی که از شهرهای دیگر به مالاتیا می آیند و قادر را نمی شناسند چیزی به او نگویند که ناراحت شود
قادر عاشق ماشینش است او آن را به نمایندگی های تعمیر مرسدس در مالاتیا میبرد در آنجا مکانیک ها با جدیت مشکلات فنی ماشینش را به قادر توضیح میدهند
شاید باور نکنید اما پلیسهای ترافیک شهر مالاتیا هم حواسشان به قادر هست
تا کنون چندین بار بخاطر ورود ممنوع ، سرعت زیاد ، حرکت در پیاده رو و پارک ممنوع او را جریمه کرده اند ، در زمانهای مشخص هم از قادر میخواهند ماشینش را به دفاتر معاینه فنی ببرد
پ . ن : مردم یک شهر با همه مشکلاتی که دارند ، با همه مشکلاتی که قادر با مرسدس خیالی اش میتواند برای ترافیک شهر بزرگی چون مالاتیا ( که اغلب در مرکز شهر در تردد است ) درست کند باز برای خراب نکردن رویای قادر و نشکستن دلش چوب او را مرسدس میبینند و با او در خیابانها مثل یک راننده مرسدس برخورد میکنند ، شنیدن و خواندن خبرهایی اینچینی انسان را امیدوار و خوشحال میکند
تقریبا همه مردم شهر بزرگی چون مالاتیا بنز خیالی قادر را پذیرفته اند و با چوب او مثل یک ماشین برخورد میکنند
قادر در چراغهای قرمز می ایستد
رانندگان مالاتیا هر چقدر هم عجله داشته باشند به قادر حق تقدم در عبور میدهند
موقع پارک ماشین ، مرسدس قادر را هم در نظر میگیرند
همه شهر حواسشان جمع است تا افرادی که از شهرهای دیگر به مالاتیا می آیند و قادر را نمی شناسند چیزی به او نگویند که ناراحت شود
قادر عاشق ماشینش است او آن را به نمایندگی های تعمیر مرسدس در مالاتیا میبرد در آنجا مکانیک ها با جدیت مشکلات فنی ماشینش را به قادر توضیح میدهند
شاید باور نکنید اما پلیسهای ترافیک شهر مالاتیا هم حواسشان به قادر هست
تا کنون چندین بار بخاطر ورود ممنوع ، سرعت زیاد ، حرکت در پیاده رو و پارک ممنوع او را جریمه کرده اند ، در زمانهای مشخص هم از قادر میخواهند ماشینش را به دفاتر معاینه فنی ببرد
پ . ن : مردم یک شهر با همه مشکلاتی که دارند ، با همه مشکلاتی که قادر با مرسدس خیالی اش میتواند برای ترافیک شهر بزرگی چون مالاتیا ( که اغلب در مرکز شهر در تردد است ) درست کند باز برای خراب نکردن رویای قادر و نشکستن دلش چوب او را مرسدس میبینند و با او در خیابانها مثل یک راننده مرسدس برخورد میکنند ، شنیدن و خواندن خبرهایی اینچینی انسان را امیدوار و خوشحال میکند
۱۳۹۴ خرداد ۱۱, دوشنبه
رابین ویلیامز کُمدین امریکایی به همراه مادرش لورا ویلیامز به فرانسه دعوت شده بودن رابین ویلیامز در حال خنداندن مردم بود که گفت نباید به دلیل اینکه ممکنه مادرتون ناراحت بشه خودکشی کردن رو کنسل کنید، ایشون هم اگه خیلی ناراحت شدن میتونن خودکشی کنن، چه اشکالی داره اون زمان همه فکر کردن رابین ویلیامز داره جک میگه و شوخی میکنه پی نوشت حق با نیچه بود که گفت، در زندگی خواهی اموخت : بیشتر حرف های جدی شوخی و تمام شوخی ها جدی هستند
رابین ویلیامز کُمدین امریکایی به همراه مادرش لورا ویلیامز به فرانسه دعوت شده بودن
رابین ویلیامز در حال خنداندن مردم بود که گفت
نباید به دلیل اینکه ممکنه مادرتون ناراحت بشه خودکشی کردن رو کنسل کنید، ایشون هم اگه خیلی ناراحت شدن میتونن خودکشی کنن، چه اشکالی داره
اون زمان همه فکر کردن رابین ویلیامز داره جک میگه و شوخی میکنه
پی نوشت
حق با نیچه بود که گفت، در زندگی خواهی اموخت : بیشتر حرف های جدی شوخی و تمام شوخی ها جدی هستند
۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه
۱۳۹۴ خرداد ۹, شنبه
۱۳۹۴ خرداد ۸, جمعه
زنان ویترینی! سیمون دوبوار فیلسوف و نویسنده فرانسوی در جایی گفته است: زیرکانهترین راه برای تسلط بر هر جامعهای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است. زیرا زنان اسیر هرگز قادر نخواهند بود انسانهایی آگاه و آزادیخواه پرورش دهند. نمود عینی این جمله را میتوان در وضعیت زنان ایران دید. زنانی که در چنگال تفکر حاکم بر جامعه اسیر شدهاند. تفکری که زن را متاع جنسی میداند و وی را در پستان و باسناش خلاصه میکند. به همین واسطه است که بانوان این سرزمین برای دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، به هر ریسمانی دست مییازند. در جامعه ایران مهمترین ویژگی یک زن جذابیت جنسی اوست. به این دلیل بانوان نگونبخت کشورمان، برای اینکه جذابتر به نظر برسند، دست به عمل بینی و تتو و هاشور کردن ابرو و کاشت ناخن و پروتز لب و صد البته آرایشهای اغواکننده و استفاده از سوتینهای حجم دهنده میزنند. بارها دیدهام که برخیها برای اینکه لبانشان به اصطلاح سکسیتر به نظر برسد، دست به حجیم کردن آن میزنند. به این صورت که خط لبشان را کمی بالا می آورند و در جایی که لبی وجود ندارد و پوست منتهی به بینی قرار دارد نیز، رژ میمالند! باور کنید بعضی اوقات در میهمانیها و گردهماییهایی که شرکت میکنم، با خود میگویم ما مردان چقدر این زنان را ذلیل کردهایم که خودشان را شبیه بازیگران فیلمهای پورنو میکنند تا نظر مرحمت و توجه ما را جلب نمایند. جامعه ما (مردان) زن خوشفکر و مستقل را بر نمیتابد، زنانی را میپسندد که جذابیت جنسی داشته و وابسته باشند. از نوشته های ایوار فرهادی
زنان ویترینی!
سیمون دوبوار فیلسوف و نویسنده فرانسوی در جایی گفته است: زیرکانهترین راه برای تسلط بر هر جامعهای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است. زیرا زنان اسیر هرگز قادر نخواهند بود انسانهایی آگاه و آزادیخواه پرورش دهند. نمود عینی این جمله را میتوان در وضعیت زنان ایران دید. زنانی که در چنگال تفکر حاکم بر جامعه اسیر شدهاند. تفکری که زن را متاع جنسی میداند و وی را در پستان و باسناش خلاصه میکند. به همین واسطه است که بانوان این سرزمین برای دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، به هر ریسمانی دست مییازند.
سیمون دوبوار فیلسوف و نویسنده فرانسوی در جایی گفته است: زیرکانهترین راه برای تسلط بر هر جامعهای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است. زیرا زنان اسیر هرگز قادر نخواهند بود انسانهایی آگاه و آزادیخواه پرورش دهند. نمود عینی این جمله را میتوان در وضعیت زنان ایران دید. زنانی که در چنگال تفکر حاکم بر جامعه اسیر شدهاند. تفکری که زن را متاع جنسی میداند و وی را در پستان و باسناش خلاصه میکند. به همین واسطه است که بانوان این سرزمین برای دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن، به هر ریسمانی دست مییازند.
در جامعه ایران مهمترین ویژگی یک زن جذابیت جنسی اوست. به این دلیل
بانوان نگونبخت کشورمان، برای اینکه جذابتر به نظر برسند، دست به عمل
بینی و تتو و هاشور کردن ابرو و کاشت ناخن و پروتز لب و صد البته آرایشهای
اغواکننده و استفاده از سوتینهای حجم دهنده میزنند. بارها دیدهام که
برخیها برای اینکه لبانشان به اصطلاح سکسیتر به نظر برسد، دست به حجیم
کردن آن میزنند. به این صورت که خط لبشان را کمی بالا می آورند و در جایی
که لبی وجود ندارد و پوست منتهی به بینی قرار دارد نیز، رژ میمالند! باور
کنید بعضی اوقات در میهمانیها و گردهماییهایی که شرکت میکنم، با خود
میگویم ما مردان چقدر این زنان را ذلیل کردهایم که خودشان را شبیه
بازیگران فیلمهای پورنو میکنند تا نظر مرحمت و توجه ما را جلب نمایند.
جامعه ما (مردان) زن خوشفکر و مستقل را بر نمیتابد، زنانی را میپسندد که
جذابیت جنسی داشته و وابسته باشند.
از نوشته های ایوار فرهادی
از نوشته های ایوار فرهادی
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
اين عكس خيلى زيبا و سمبليكه و به خاطر همينه كه انقدر تاثير گذاره مادرى رو نشون ميده كه با اينكه سينه چپ و موها ش رو از دست داده خيلى قدرتمند جلوى دوربين ظاهر شده و به دنيا لبخند ميزنه قسمت راست بدن مادر ، اشاره به زمان اينده داره و معنى اميد ميده ، بعنى مادر اميد به زندگى رو از دست نداده و با چشمان باز و عريان و با اگاهى به اينده نگاه ميكنه قسمت چپ بدن كه پوشيده شده و قسمتى از سينه چپ كه سالم هست معلومه اشاره به گذشته داره و اينكه ميخواد گذشته رو با تمام دردها و زيباييهايى كه داره پنهان كنه دخترش در سمت راستش قرار گرفته و دست مادر روى سينه راست دختر هست ، همون جاييكه خودش از دست داده ، چون ميخواد از هم جنسش مراقبت كنه در مقابل چيزى كه خودش از دست داده موهاى زيباى دختر در تضاد با سر برهنه مادر هست پسر بچه نماد مردانگى هست ، دست مادر روى قسمت چپ سينه پسر بچه دلالت بر عشق و دل ميكنه يعنى عشق زن و مرد دختر نماد اراده و ايستادگى و پسر نماد عشقه چيزى كه به وضوح در اين عكس موج ميزنه " عشق و اراده" لباس مادر مثل بالهاى پرنده است كه ميخواد از خانوادش در مقابل بارون حوادث محافظت كنه
اين عكس خيلى زيبا و سمبليكه و به خاطر همينه كه انقدر تاثير گذاره
مادرى رو نشون ميده كه با اينكه سينه چپ و موها ش رو از دست داده خيلى قدرتمند جلوى دوربين ظاهر شده و به دنيا لبخند ميزنه
قسمت راست بدن مادر ، اشاره به زمان اينده داره و معنى اميد ميده ، بعنى مادر اميد به زندگى رو از دست نداده و با چشمان باز و عريان و با اگاهى به اينده نگاه ميكنه
قسمت چپ بدن كه پوشيده شده و قسمتى از سينه چپ كه سالم هست معلومه اشاره به گذشته داره و اينكه ميخواد گذشته رو با تمام دردها و زيباييهايى كه داره پنهان كنه
مادرى رو نشون ميده كه با اينكه سينه چپ و موها ش رو از دست داده خيلى قدرتمند جلوى دوربين ظاهر شده و به دنيا لبخند ميزنه
قسمت راست بدن مادر ، اشاره به زمان اينده داره و معنى اميد ميده ، بعنى مادر اميد به زندگى رو از دست نداده و با چشمان باز و عريان و با اگاهى به اينده نگاه ميكنه
قسمت چپ بدن كه پوشيده شده و قسمتى از سينه چپ كه سالم هست معلومه اشاره به گذشته داره و اينكه ميخواد گذشته رو با تمام دردها و زيباييهايى كه داره پنهان كنه
دخترش در سمت راستش قرار گرفته و دست مادر روى سينه راست دختر هست ، همون
جاييكه خودش از دست داده ، چون ميخواد از هم جنسش مراقبت كنه در مقابل چيزى
كه خودش از دست داده
موهاى زيباى دختر در تضاد با سر برهنه مادر هست
پسر بچه نماد مردانگى هست ، دست مادر روى قسمت چپ سينه پسر بچه دلالت بر عشق و دل ميكنه
يعنى عشق زن و مرد
دختر نماد اراده و ايستادگى و پسر نماد عشقه
چيزى كه به وضوح در اين عكس موج ميزنه " عشق و اراده"
لباس مادر مثل بالهاى پرنده است كه ميخواد از خانوادش در مقابل بارون حوادث محافظت كنه
موهاى زيباى دختر در تضاد با سر برهنه مادر هست
پسر بچه نماد مردانگى هست ، دست مادر روى قسمت چپ سينه پسر بچه دلالت بر عشق و دل ميكنه
يعنى عشق زن و مرد
دختر نماد اراده و ايستادگى و پسر نماد عشقه
چيزى كه به وضوح در اين عكس موج ميزنه " عشق و اراده"
لباس مادر مثل بالهاى پرنده است كه ميخواد از خانوادش در مقابل بارون حوادث محافظت كنه
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه
۱۳۹۴ فروردین ۳۱, دوشنبه
۱۳۹۴ فروردین ۲۵, سهشنبه
۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سهشنبه
۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سهشنبه
۱۳۹۳ اسفند ۱۸, دوشنبه
۱۳۹۳ اسفند ۱۷, یکشنبه
۱۳۹۳ اسفند ۱۶, شنبه
۱۳۹۳ اسفند ۶, چهارشنبه
۱۳۹۳ بهمن ۲, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات (Atom)















































