۱۳۹۲ تیر ۳۰, یکشنبه

وقتی حلاج به اعدام محکوم شد یکی از یارانش میگریست حلاج به او گفت از برای چه گریه میکنی؟ شخص پاسخ داد : چون تو بی گناه به اعدام محکوم شدی بنده حق را بدار آویختند آشکارا بر تو پنهان وجود بازگو آخر گناه تو چه بود؟ حلاج گفت : چه افتخاری بالاتر از این که من بیگناه به دست یک خلیفه ستمگر کشته شوم تو دوست داشتی مرا گناهکار بکشند اگر دشمنم منطقی بود و بر اساس عدالت مرا محکوم می کرد، برایم هیچ نمی ماند



وقتی حلاج به اعدام محکوم شد
یکی از یارانش میگریست
حلاج به او گفت از برای چه گریه میکنی؟

شخص پاسخ داد :
چون تو بی گناه به اعدام محکوم شدی
بنده حق را بدار آویختند
آشکارا بر تو پنهان وجود
بازگو آخر گناه تو چه بود؟


حلاج گفت :
چه افتخاری بالاتر از این که من بیگناه به دست یک خلیفه ستمگر کشته شوم
تو دوست داشتی مرا گناهکار بکشند
اگر دشمنم منطقی بود و بر اساس عدالت مرا محکوم می کرد، برایم هیچ نمی ماند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر