۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه

حاج اقا در راه بازگشت از حج بود که در خيابان کودکي فقيري را ديد که غذايش را با سگي گرسنه تقسيم ميکند نزدیک رفت و پرسيد : چرا غذايت را به اين حيوان نجس ميدهي ? کودک سگ را بوسيد و گفت : از نظر من هيچ حيواني نجس نيست اين سگ نه خانه دارد نه غذا دارد هيچ کس را ندارد اگر من کمکش نکنم ميميرد حاج اقا گفت : سگ بي خانمان در همه جا وجود دارد ايا تو ميتواني همه انها را از مرگ نجات دهي؟ ايا تو ميتواني جهان را تغيير دهي؟ پسر نگاهي به سگ کرد و گفت : کارکه من براي اين سگ ميکنم تمام جهانش را تغيير ميدهد ............ ...... نویسنده ادمین پیج https://www.facebook.com/IranianHumanist

حاج اقا در راه بازگشت از حج بود که
در خيابان کودکي فقيري را ديد که غذايش را با سگي گرسنه تقسيم ميکند
نزدیک رفت و پرسيد :
چرا غذايت را به اين حيوان نجس ميدهي ?
کودک سگ را بوسيد و گفت :
از نظر من هيچ حيواني نجس نيست
اين سگ نه خانه دارد نه غذا دارد هيچ کس را ندارد اگر من کمکش نکنم ميميرد

حاج اقا گفت :
سگ بي خانمان در همه جا وجود دارد ايا تو ميتواني همه انها را از مرگ نجات دهي؟
ايا تو ميتواني جهان را تغيير دهي؟

پسر نگاهي به سگ کرد و گفت :
کارکه من براي اين سگ ميکنم تمام جهانش را تغيير ميدهد
............
......
نویسنده ادمین پیج
https://www.facebook.com/IranianHumanist

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر