یکی از بیمارانِ مسلمانِ زکریا رازی هر شب در تاریکی خرما میخورد
زکریا رازی پزشک و فیلسوف مُلحد ایرانی به این بیمار تعدادی شمع هدیه داد تا در روشنایی شام بخورد. شب اول بیمار شمع را روشن کرد اولین خرما را برداشت دید کرم خورده است دومین و سومین خرما هم کرم خورده بودن آن شب گرسنه خوایبد.شب دوم باز شمع را روشن کرد و دید خرما ها کرم خورده هستند شب دوم و سوم هم گرسنه خوابید .شب چهارم بیمار مسلمان به ناچار شمع ها را به زکریا رازی پس دادو گفت: قبلا که در تاریکی شام میخوردم نمیفهمیدم خرماها کرم خورده هستند وهیچ وقت و گرسنه نمیخوابیدم:
زندگی کردن در روشنایی سختر از زندگی کردن در تاریکیست زندگی در تاریکی آرامش بیشتری دارد.احمد کسروی در وصف این بیماران نوشته است:
مردمی که به میل خود در تاریکی نشسته اند نیازی به روشنایی ندارند!
جهل نرمترین بالشی است که انسان می تواند سر خود را بگذارد و بخوابد
زکریا رازی پزشک و فیلسوف مُلحد ایرانی به این بیمار تعدادی شمع هدیه داد تا در روشنایی شام بخورد. شب اول بیمار شمع را روشن کرد اولین خرما را برداشت دید کرم خورده است دومین و سومین خرما هم کرم خورده بودن آن شب گرسنه خوایبد.شب دوم باز شمع را روشن کرد و دید خرما ها کرم خورده هستند شب دوم و سوم هم گرسنه خوابید .شب چهارم بیمار مسلمان به ناچار شمع ها را به زکریا رازی پس دادو گفت: قبلا که در تاریکی شام میخوردم نمیفهمیدم خرماها کرم خورده هستند وهیچ وقت و گرسنه نمیخوابیدم:
زندگی کردن در روشنایی سختر از زندگی کردن در تاریکیست زندگی در تاریکی آرامش بیشتری دارد.احمد کسروی در وصف این بیماران نوشته است:
مردمی که به میل خود در تاریکی نشسته اند نیازی به روشنایی ندارند!
جهل نرمترین بالشی است که انسان می تواند سر خود را بگذارد و بخوابد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر