۱۳۹۱ مهر ۲, یکشنبه

دانش اموز بی ادب

دوست بزرگواري دارم كه معلم يكي از مدارس حاشيه ي شهر است . برايم مي گفت .
" روزي به دانش آموزي كه بسيار از الفاظ ركيك استفاده مي كرد خواستم فردا با والدينش به مدرسه بيايد .
روز بعد دانش آموز مزبور با مادرش به سراغ من آمدند . من هم جريان را براي مادرش توضيح دادم و ازاو خواستم پسرش را تشويق كند تا از كلمات ركيك و بي ادبانه استفاده نكند . مادر دانش آموز كه در خواستم را تاييد مي كرد قول همكاري داد و براي اينكه جديت خود را به من و فرزندش اثبات كند قبل از خداحافظي رو كرد به پسرش و گفت .
" گوش كن پدر سگ ولد زنا اگه يكبار ديگه معلمت ازت ناراضي باشه چنان مي زنمت كه مثل خر به عر و گوز بيفي "
مادر رفت .دست پسر را گرفتم و به سمت كلاس راه افتاد م و حس مي كردم چقدر اين بچه ها بي گناه و چقدر ما معلمها تنهاييم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر